سرجو لئونه درباره روزی روزگاری در غرب.
سرجو لئونه درباره روزی روزگاری در غرب.
شوكران شيرين كتابي است كه اسدالله امرايي در آن نمونه اي از آثار طنز پردازان جهان را گرد آورده است.كتاب شامل 28 داستان است كه هر يك به جاي خود جاي بحث و تامل دارد.دراين ميان داستان زن و شوهر نوشته ايتالو كالوينو به نظرم يكي از جذاب ترين و خواندني ترين داستانهاي كتاب است.
داستان روايتگر زندگي زن و شوهري است كه هر دو شاغل اند.اما وجه طنز آميزش در اين است كه آرتورو شبكار است و زنش اليده روزها به سر كار مي رود.قرار دادن زن و مرد در چنين موقعيتي اين امكان را فراهم كرده است تا نويسنده به زيبايي بتواند تنهايي زن و شوهر و عدم برقراري ارتباط با يكديگر را روايت كند. به عبارتي داستان جدا از وجه طنز آميز اوليه اش ؛ قصه تلخ و دردناكي از زندگي زوجي است كه با اينكه در كنار هم زندگي مي كنند اما جدا از هم هستند.مرد هنگامي از سر كار بر مي گردد كه زنش آماده مي شود تا روز كاريش را آغاز كند.اليده صبحانه اي را كه فردا سر كار مي برد و صبحانه اي كه آرتورو وقتي از سر كار بر مي گردد تا بخورد را بايد با هم حاضركند.
زيباترين بخش داستان آنجاست كه نويسنده مرد و زن را در موقعيتي مشابه؛ در تختخوابشان و هنگاميكه ديگري سر كار است قرار مي دهد.آنچه براي آنها مانده ؛ نه حضور فيزيكي ديگري ؛ كه جاي گرم اوست كه شب قبل از خود به جاي گذاشته است.حالا عشق بازي آنها نه در واقعيت كه در رويا مي تواند مجال بروز پيدا كند.
زن به رختخواب رفت.از روي تشك خودغلتي زد تا به جاي خواب شوهرش برسد و گرماي تن او را حس كند.اما پا كه پيش برد حس کرد جاي خودش گرمتر است.پس آرتورو در جاي او خوابيده بود.گرماي رختخواب به تن او دويد و عشق را احساس كرد.